خـــدای مــن...
خدای من!
این منم و پستی و فرومایگی ام
و این تویی با بزرگی و کرامتت
از من این میسزد و از تو آن ...
...چگونه ممکن است به ورطه نومیدی بیفتم
در حالی که تو مهربان و
صمیمی جویای حال منی.
خـــدای مـن!
تو چقدر با من مهربانی
با این جهالت عظیمی که من بدان مبتلایم!
تو چقدر درگذرنده و بخشنده ای
با این همه کار بد که من میکنم
خــدای مـن!
مرا از سیطره ذلت بار نفس نجات ده
و پیش از آنکه خاک گور،
بر اندامم بنشیند
از شک و شرک، رهایی ام بخش.
خدای من!
چگونه ناامید باشم، در حالی که تو امید منی!
چگونه سستی بگیرم، که تو تکیه گاه منی!
ای آنکه با کمال زیبایی و نورانیت خویش،
آنچنان تجلی کرده ای که عظمتت
بر تمامی ما سایه افکنده..
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت توسط taranom
|