خدای من!

این منم و پستی و فرومایگی ام

و این تویی با بزرگی و کرامتت

از من این میسزد و از تو آن ...

...چگونه ممکن است به ورطه نومیدی بیفتم
 
در حالی که تو مهربان و
 
صمیمی جویای حال منی.
 

خـــدای مـن!
 
تو چقدر با من مهربانی
 
با این جهالت عظیمی که من بدان مبتلایم!
 
تو چقدر درگذرنده و بخشنده ای
 
 
با این همه کار بد که من میکنم
 
 
خــدای مـن!

مرا از سیطره ذلت بار نفس نجات ده
 
و پیش از آنکه خاک گور،
 
بر اندامم بنشیند
 
از شک و شرک، رهایی ام بخش.
 
 

خدای من!
 

چگونه ناامید باشم، در حالی که تو امید منی!

چگونه سستی بگیرم، که تو تکیه گاه منی!

 
ای آنکه با کمال زیبایی و نورانیت خویش،
 
آنچنان تجلی کرده ای که عظمتت
 
بر تمامی ما سایه افکنده..