کاش ما هم زهیری شویم برای حسین
نمیدانم که ما را چه میشود
میگویند زهیر برای انجام حج راهی بیت الله شد ، شاید خدا نظری کرد
در راه برگشت تمام سعیش بود که با حسین رو به رو نشود
اما چه شد که شد، اجبار بود یا سرنوشت
در یکی از منازل نزدیک ارباب شد ، همین نزدیکی سبب شد
که نسیم امام جانش را شیدا کند
پیکی از بهشت رسید ، ابا عبدالله شما را میخواند
دو راهی است سخت و دشوار ، شاید میگفت از هرچه ترسیدم به سرم آمد
همسرش راه بهشت را برایش نشان کرد
فرزند رسول خدا تو را خوانده و تو مرددی؟
یک بار دیدار کافی است برای عاشق شدن
چه در خواب باشد چه در بیداری
تیر غیب نگاه ارباب کار ساز شد و این چنین بود که
زهیر عاشق شد ، نه عشقی زمینی که عشقی آسمانی
دیگر آمد کنار حسین ، ماند و رفت با حسین
ما را چه میشد؟
زهیر یک بار حسین را دید و رفت و ما هر روز ، با هر قطره شیر مادر
با هر قطره آب ، با هر سلام و هر نماز و با هر ضربان قلبمان
نسیم حسین را احساس میکنیم ولی چرا زهیر نمیشویم
چرا پیک ارباب نمی آید؟؟
خدایا ما را حسینی کن
کمکمان کن عاشق بمانیم و عاشق بمیریم ، سر بر بالین حسین شهیدمان کن
آمین
میگویند زهیر برای انجام حج راهی بیت الله شد ، شاید خدا نظری کرد
در راه برگشت تمام سعیش بود که با حسین رو به رو نشود
اما چه شد که شد، اجبار بود یا سرنوشت
در یکی از منازل نزدیک ارباب شد ، همین نزدیکی سبب شد
که نسیم امام جانش را شیدا کند
پیکی از بهشت رسید ، ابا عبدالله شما را میخواند
دو راهی است سخت و دشوار ، شاید میگفت از هرچه ترسیدم به سرم آمد
همسرش راه بهشت را برایش نشان کرد
فرزند رسول خدا تو را خوانده و تو مرددی؟
یک بار دیدار کافی است برای عاشق شدن
چه در خواب باشد چه در بیداری
تیر غیب نگاه ارباب کار ساز شد و این چنین بود که
زهیر عاشق شد ، نه عشقی زمینی که عشقی آسمانی
دیگر آمد کنار حسین ، ماند و رفت با حسین
ما را چه میشد؟
زهیر یک بار حسین را دید و رفت و ما هر روز ، با هر قطره شیر مادر
با هر قطره آب ، با هر سلام و هر نماز و با هر ضربان قلبمان
نسیم حسین را احساس میکنیم ولی چرا زهیر نمیشویم
چرا پیک ارباب نمی آید؟؟
خدایا ما را حسینی کن
کمکمان کن عاشق بمانیم و عاشق بمیریم ، سر بر بالین حسین شهیدمان کن
آمین
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۱ ساعت توسط taranom
|